امید است و لاغیر . . .گاهی ، نه لزوما بخاطر اتفاقی در بیرون !نه بخاطر اینکه سفر خوبی رفته ای . . .نه بخاطر اینکه در وضع مادی ات تغییری رخ داده . . .نه بخاطر دیدن دوست قدیمی ای . . .و نه حتی بخاطر حال خوب جسمی . . .و نه بخاطر عوض شدن فصل ها . . .گاهی ؛ همین جوری ، یکباره ، بقول امروزی ها : یهویی !انگار " دلِ " آدمی خودش ، خودش را بازسازی می کند ..." امید " انگار می روید از جوانه های ته نشین شده ی دل آدمی !شوق های خوبی ایجاد می شود در آدم !من اغلب ؛ از این شوق های یکباره ، نهایت بهره را می برم برای اینکه هدر نشوند ، هر چند بی دلیل روییده اند در جان آدمی !در این اوقات است که کارهای زیادی عقب مانده ام ، بی ارادگی هام و نکرده هام را با سرعت و پیش از تمام شدن آن جوانه های امید ، به ثمر می رسانم . بی اندازه معتقدم آچه امروز در کشور ما نایاب است : امید است و لاغیر !امیدهای ناخودآگاه روییده را ( اگر گاه و بیگاه دارید در دلتان ) قدر بدانید . . .fardayeno.blogfa.com
برچسب:
نویسنده: آرتمیس سلیمانی
برچسب:
نویسنده: آرتمیس سلیمانی
به نام خدای قشنگم ❤
امروز درست 70 روزه که خونمون بوی بهشت گرفته ، یه فرشته ی بهشتی پاهای کوچولوشو تو خونه گذاشته و کلیییییی زندگیمون به طرز عجیب قریبی زیر و رو شده ...
اومدم بنویسم که الان بیدارشد و منو چسبید... خدایا کمکم کن
عاقبت بخیریش رو از خودت میخوام
سر فرصت قشنگ مینویسم❤
برچسب:
نویسنده: آرتمیس سلیمانی
برچسب:
نویسنده: آرتمیس سلیمانی
برچسب:
نویسنده: آرتمیس سلیمانی
برچسب:
نویسنده: آرتمیس سلیمانی
برچسب:
نویسنده: آرتمیس سلیمانی
برچسب:
نویسنده: آرتمیس سلیمانی
برچسب:
نویسنده: آرتمیس سلیمانی
بسم الله الرحمن الرحیم ....
این اول بسم الله ...
حالا آروم بخواب سردار ، هم رزم هات بیدارن
......
بله علی برکت الله برای طهرانی مقدم ها ... حالا دیگه جدی جدی باید بگیم علی برکت الله ، بله اینجوریاس ✌
برچسب:
نویسنده: آرتمیس سلیمانی
بیست و هشت سالگی و یه صبح بارونی
و کلی خاطرات تلخ و شیرین گذشته
با اتفاقات جدید
نو
تازه
تجربه هاش
ازدواج
شاغل شدن
و در آینده ای نزدیک شروع رسمی زندگی مشترک...
***********
هنوزم زیاد حال جسمیم خوب نیس خدایا خودت کمکم کن اینجور ادامه دادن سختم شده ...
برچسب:
نویسنده: آرتمیس سلیمانی
خداجون
بخدا من انقدرام دیگه قوی نیستم
خیلی واسم زوده ، توان این همه رنج رو ندارم
جسمم دیگه نمیکشه
موهام بشدت میریزه
احساس بی کسی میکنم ...
برچسب:
نویسنده: آرتمیس سلیمانی
برچسب:
نویسنده: آرتمیس سلیمانی
برچسب:
نویسنده: آرتمیس سلیمانی
واقعا همیشه مسبب همه ی نگرانیها و مشکلات خود آدما هستن، سال ها پیش شاعر خیلی لطیف میگه زی تیر نگه کرد و پر خویش بدو دید / گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست ...
الانم من دقیقا نگرانم و استرس دارم! خدایا کمکم کن دیگه تکرار نمیشه... قدل میدم، فقط ب خیر بگذره ...
برچسب:
نویسنده: آرتمیس سلیمانی